خرید بک لینک
تو راه که دارم تو اتوبان میام سمت خونه میبینم حداقل دو تا موضوع خیلی مفصل دارم که بخوام ازش بنویسم. اما خسته تر از اونم که کلماتم جفت و جور شن. بین ماشین ها، وقتی دارم پلک هامو به زور باز نگه میدارم تا از اثر آنتی هیستامینی که خوردم روی هم نیفته تا

برچسب: نویسنده: یوسف بهرامی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 0:21

تنهایی. تنهایی ِباستانی، موروثی. تنهایی ِ غیرقابل اشتراک گذاری با هر ذره ای در هستی. در مقابل پیوند، اتصال. پیوستگی ِناگستنی با تمام کیهان. به هردوی این سرزمین ها در وجودم فکر میکنم. هر دو واقعی هستند و در روح من میتپند. پشت میز چوبی خوش رنگم رو به

برچسب: نویسنده: یوسف بهرامی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 0:21

امروز به محله ی عزیز ِقدیمی ای که چهار سال است قدم به قدم عشق در آن نفس کشیدهم سر زدم. در هوای بارانی، با پاهای کم جانم آرام آرام خودم را کشیدم تا جلوی خانه شان. ساختمانی دو طبقه با دیوارهای آجری رنگ و پنجره های چوبی ِزیبا. خانه ای که پدر ِنجار ِهف

برچسب: نویسنده: یوسف بهرامی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 0:21

دلم یک چنین ساحلی میخواهد. پاهام را فرو کنم توی ماسه. باد و نور و خنکی ..
دوست دارم تا شروع سال نو هر روز از یک خوشی بنویسم. با یک عکس همراهش. امروز روز خوشی ِمیل ِساحلی ..

+ نوشته شده در جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹ساعت 19:41 توسط محیا |

برچسب: نویسنده: یوسف بهرامی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 0:21

خوشحالی بافتن دستبند است برای کسی که دوستش داری ..

برچسب: نویسنده: یوسف بهرامی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 0:21

تا دو دقیقه قبل از سال تحویل بیمارهای کرونایم را ویزیت کردم. لحظه ای که سال کهنه به تدبیر خیام، به قرن بعد بدل شد به بابا زنگ زدم. صداش نا نداشت گفت که مامان هم بهتر از او نیست و عذرخواست که نمیتواند بیشتر صحبت کنیم. سال نو را تبریک گفتم. قطع کردم و

برچسب: نویسنده: یوسف بهرامی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 0:21

غیر آتشی کیست که اینگونه با کلمات آتش به روحت بیاندازد؛

میان دو پردهی فصل/مرگ مهربان/ دانهچین میکند/ خستگان را ..

+ نوشته شده در سه شنبه ۳ فروردین ۱۴۰۰ساعت 23:20 توسط محیا |

برچسب: نویسنده: یوسف بهرامی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 0:21

زندگی، از تو میخواهم که یک بار دیگر قلبم را گرم کنی. به روحم نور و روشنی ببخشی. به من الهام دهی و مرا راهبری کنی ..

+ نوشته شده در جمعه ۶ فروردین ۱۴۰۰ساعت 22:27 توسط محیا |

برچسب: نویسنده: یوسف بهرامی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 0:21

ایده ی پزشکان بی مرز/پزشکی در صلیب سرخ، از وقتی هویت ِپزشک بودنم شکل کامل تری به خود گرفت کم کم در ذهنم پررنگ تر شد. وقتی فکر میکنم میبینم همیشه این رویا را داشته ام که طبابت همچون مهارتی یدی در دستانم باشد و من بدون اینکه وابسته به چیزی باشم بتوانم

برچسب: نویسنده: یوسف بهرامی تاريخ: دوشنبه 16 فروردين 1400 ساعت: 0:21

صفحه بندی